خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / سرگرمی / شعر و داستان

شعر و داستان

اشعار مولانا درباره زندگی

اشعار زیبا از کتاب مثنوی معنوی مولوی   شعرهای عارفانه مولانا , اشعار عارفانه مولانا , شعرهای عرفانی مولانا   یــار مرا غار مــرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غـــار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تــویی فاتح و مفتوح تـویی سینـــه مشــروح تــویی بـــر در اســرار مرا نـــور …

توضیحات بیشتر »

اشعار معروف سیمین بهبهانی

شعر بسیار زیبای چرا رفتی (سیمین بهبهانی)     شعرهای معروف سیمین بهبهانی   سیمین خلیلی معروف به سیمین بـِهْبَهانی ۲۸ تیر ۱۳۰۶در تهران متولد شد  ۸ ۲ مرداد ۱۳۹۳ تهران دارفانی را وداع گفت ، نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. سیمین بهبهانی …

توضیحات بیشتر »

اشعاری زیبا در مورد عید قربان

  اشعار تبریک عید قربان      شعر در مورد عید قربان   ای منای معرفت دل هایتان روی جانان شمع محفل هایتان   در هوالهو خویش را فانی کنید  عید قربان است قربانی کنید   مشعر و خیف و منی را بنگرید با نگاه دل خدا را بنگرید   …

توضیحات بیشتر »

داستان عجیب ترین رفتار انسان ها

داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها انسان ها عجیب هستند سالها برای رسیدن به چیزی تلاش می کنند وقتی به آن هدف رسیدند حسرت روزهای گذشته و چیزهایی که از دست داده اند می خورند     انسان ها همواره در حال تلاش برای رسیدن به هدف هایشان و …

توضیحات بیشتر »

داستان طوطی و بقال طوطی و بقال

داستان طوطی و بقال طوطی و بقال   یک فروشنده در دکان خود, یک طوطی سبز و زیبا داشت. طوطی, مثل آدم ها حرف می زد و زبان انسان ها را بلد بود. نگهبان فروشگاه بود و با مشتری ها شوخی می کرد و آنها را می خنداند. و بازار …

توضیحات بیشتر »

داستان پند آموزنده “چرخه ی زندگی”

داستان کوتاه بسیار آموزنده “چرخه ی زندگی”   پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند. دستان پیرمرد میلرزید، چشمانش تار شده بود و گام هایش مردد و لرزان بود.     اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم …

توضیحات بیشتر »

داستان جذاب مرد نگران زن و بچه ها

داستان جذاب مرد نگران زن و بچه ها   روزی زنی نزد دکتر روانپزشک معروفی رفت و به او گفت که همسرش نسبت به او و فرزندانش بی تفاوت شده است و او می ترسد که نکند مرد زندگی اش دلش را به کس دیگری سپرده باشد . دکتر از …

توضیحات بیشتر »

داستان زیبا و خواندنی درباره آهنگر ناامید

داستان زیبا و عبرت آموز درباره آهنگر ناامید نا امیدی یکی از بدترین اتفاقات در زندگی هر فردی است. وقتی انسانی در اثر هر اتفاقی امید خود را از دست بدهد گویی تمام زندگی اش را از دست داده است و انگیزه ای برای ادامه راه نخواهد داشت. در تاریخ …

توضیحات بیشتر »

 کلّه ای که پر کاه باشد ظلم میکند، نه کلّه آدمیزاد!

داستان کلّه ای که پر کاه باشد ظلم می کند، نه کلّه آدمیزاد   داستانهای جالب روزی رهگذری از باغ بزرگی عبور می کرد، مترسکی را دید که در میانه باغ ایستاده و کلاهی بر سر نهاده و مانع نشستن پرندگان بر ثمرات باغ است. رهگذر گفت:تو در این بیابان …

توضیحات بیشتر »

داستانی زیبا و خواندنی درمورد کوروش کبیر!

داستانی خواندنی درمورد کوروش کبیر! زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت می‌بخشی؟ کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.   …

توضیحات بیشتر »

داستان دوسش دارم از بین این همه مرد، فقط اون

ششمین داستان از مجموعه داستان های پستچی     چراغهای امامزاده، از دور در تاریکی؛ مثل چراغ خانه ای بود که تو را می خواهد. گرم، روشن و منتظر.   سرم را به ضریح چسباندم. سلام آقا. دوسش دارم از بین این همه آدم، فقط اون! شاید بچه گیام فقط …

توضیحات بیشتر »

حکایت خنده دار و جالب آرزوی یک مرد

داستان خنده دار آرزوی یک مرد !   سلام دوستان همراه میهن تاز امروز برای شما عزیزان داستانی داریم با موضوع آرزوی مرد که می‌توانید در این مقاله بخوانید وکلی از خواندش لذت ببرید و خوش حال شوید.با ما همراه شوید.     یک زوج در اوایل ۶۰ سالگی، در …

توضیحات بیشتر »

متون ادبی و شعر برای سال جدید !

متون ادبی و شعر برای سال نو !   باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و …

توضیحات بیشتر »

متن بسیار زیبا برای کارت تبریک عید نوروز

فانتزی و دوستانه برای سال نو !!   متن بسیار زیبا و مودبانه برای کارت تبریک عید نوروز   باز هفت سين سرور ماهي و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادي عيد آرزوهاي سپيد باز ليلاي بهار باز مجنوني بيد باز هم …

توضیحات بیشتر »

 داستان و حکایت «قصاص روزگار»

حکایت های گلستان سعدی   حکایت «قصاص روزگار»   گلستان سعدی حکایت های گلستان سعدی فرمانده مردم آزاری، سنگی بر سر فقیر صالحی زد، در آن روز برای آن فقیر صالح، توان و فرصت قصاص و انتقام نبود، ولی آن سنگ را نزد خود نگهداشت.     سالها از این …

توضیحات بیشتر »

داستان ضرب المثل ﺿﺮﺭ ﺑﻪ ﻣﺎﻝ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ

ضرب المثل ﺿﺮﺭ ﺑﻪ ﻣﺎﻝ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ   ﺩﻭ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺑﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﻭﻏﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﺲ ﺑﻮﺩ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﯽ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﺗﺎ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﻨﺪ. ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﺭﻭﻏﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ   ﮐﻪ ﺭﻭﻏﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ …

توضیحات بیشتر »