• میهن تاز
  • سرگرمی
  • آرایش و زیبایی
  • پزشکی
  • تغذیه
  • اخبار

وقتي كه چشمات ابری (مریم حیدر زاده)

مجموعه : شعر و داستان

وقتي كه چشمات ابری (مریم حیدر زاده)

وقتي كه چشات ابره ، پلكات چه مهي داره
آفتاب به نگاه تو ، كلي بدهي داره

 

ماه روزا مياد مكتب،پيش مژه نازت
بارون شده شاگرد،شب تاسحرسازت

 

پروانه مياد دورت،تنها واسه مردن
مردن پيش چشم تو،يعني هميشه بردن

 

دريا شنيدم عصرا،موتوميزنه شونه
راستي ديگه فهميدم، محض چي پريشونه

 

پيش يه نگاه تو،كوها هميشه مومن
بيچاره گلا پيشت،يك عمره كه محكومن

 

كوها توزمستونا از دوره كه پربرفن
پيش تو ميان هيچن،درحد دو تا حرفن

 

رنگين كمونم سادس،پهلوي تو بي رنگه
چشماي تو كه باشه،جاي آسمون تنگه

 

با اسم تو سيمرغا،پر ميكشن و ميرن
بابرق نگاه تو ميسوزن و ميميرن

 

دربون دو چشماته،هرچي نور و سيارس
دفترچه ابرا از،حرفاي مژت پارس

 

صحراها زيردستت گرما رو مي آموزن
زيبا آتيشا از رو،چشماي تو ميسوزن

 

قطبا زير دست توشيش ماه ميبينن دوره
تو قلب تو دائم شب ،دستات هميشه ظهره

 

جنگل با اون آوازش،تو چشماي توگم شد
شمشاد اومد و پيشت،خم شد،قدگندم شد

 

من هرچي بگم ازتو ، با اون جذبت دوره
راس گفتي چه كاري بود،شاعر مگه مجبوره؟

 

من متهمم باشه، تو داوري و قاضي
هم ميتوني شاكي شي،هم مهربون و راضي

 

حرف حالا و فردا،مثل هميشس زيبا
جز تو همه يعني هيچ،تو يعني،خود دنيا